X
تبلیغات
رایتل
غروب سفید پوش

غروب سفید پوش
غروب پایانیست برای آغازی دوباره..سلامی به دور دست ها..و...یک انتظار شیرین...
آرشیو

شنبه 4 آذر‌ماه سال 1385
بازم منم

سلام سلام سلام

 

بلاخره باز آپ کردم..پس سلام..

این مدت که نبودم دلم برای وبم و

بچه های وب های دیگه خیلی تنگ

شده بود..ولی چه کنم که دستم از

کامپیوترم کوتاه بود..یعنی چی؟

یعنی اینکه کامپیوتر نداشتم..مثل

همیشه خراب بود ولی این بار نه

مثل قبل..این دفعه اساسی داغون

شد..مادربوردم سوخت..باید عوض

می شد..چون سی پی یوم بهش

نمیخورد اونم باید عوض می شد..

و چون رمم هم به این دو تا نمیخورد

اونم باید عوض میشد..دو ماه کیس

بیچاره ی من از این دست به اون

دست می شد تا بلاخره گفتند

درست بشو نیست که نیست...

باید اینا عوض بشن..که شدند..

مامانم پولش رو بهم داد تا کم کم

بهش برگردونم..نیست خیلی

حقوقم زیاده و هیچ خرجی هم

ندارم باید این بدهی را هم پرداخت

کنم..چه کنم..زندگی خرج داره

دیگه..مگه نه؟...

راستی اینجا که هوا خیلی سرد

شده..شهر شما ها هم سرد؟

باور کنین شب ها وقتی ساعت

7:15 از سر کار برمیگردم خونه

تا بیام برسم شدم آدم یخی!!!

ولی امیدوارم دل های تک تکتون

گرم عشق و محبت باشه...

خب دیگه رفع زحمت می کنم..

واسم دعا کنین..دوستتون دارم..

تا بعد..یا حق..یا علی..

با عشق رز سفید

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134135


Powered by دفتر عشق

عناوین آخرین یادداشت ها