X
تبلیغات
زولا
غروب سفید پوش

غروب سفید پوش
غروب پایانیست برای آغازی دوباره..سلامی به دور دست ها..و...یک انتظار شیرین...
آرشیو

پنج‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1384
گریه کن.....

گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروبه مرهم این راه دوره
سر بده آواز هق هق خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه

بذار پروانه احساس دل تو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شب ها بسوزی
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه

(واقعا گریه اگه نبود انسان منفجر می شد)
ممنون از حمیدرضای عزیز از وب برج و کبوتر
که این شعر سیاوش رو برام نوشت و به
یادم انداخت که گریه گاهی واقعا خیلی خوبه
گریه مخصوصا تو این ماه خیلی مفیده...
سر سجاده هاتون من رو یادتون نره...
با عشق رز سفید...


دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1384
بازم دل تنگم

خدایا تا کی این همه درد؟ زجر؟
خدایا بس نیست این همه وقت؟
باز نا امید شدم...باز از زندگی سیر شدم
باز نگاهم به دنیا تیره و تار شد...
آخه چرا؟...چرا من نباید آروم بگیرم؟...
تا کی باید سختی ها رو تو زندگی
تحمل کنم؟...می دونم شما میگید
نباید زود نا امید بشم تو زندگی...
نباید زود ببازم و دل سرد بشم...
ولی بخدا گاهی میبرم...دلم میخواد
فرار کنم...فقط برم یه جائی گریه کنم
خدا کمکم کن...کمکم کن...کمکم کن


چهارشنبه 6 مهر‌ماه سال 1384
ببخشید

سلام به همه دوستان...
چرا همیشه من باید خبر های بد بدم بهتون؟
ولی این بار یه نفر که همیشه خودش خنده
رو لب های دیگرون میکاشت به هم دردیتون
نیاز داره...دل سوخته
http://www.ghalbeyakhi.blogsky.com 
امروز
در غم از دست دادن پدر بزرگش بسر میبره..
و به هم دردیه شما نیاز داره..به حظورتون و حرف هاتون
برای التیام بخشیدن دردش نیاز داره...
برای شادی روح پدر بزرگ دل سوخته دعا میکنم...
دوستتون دارم...با عشق...رز سفید


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134225


Powered by دفتر عشق

عناوین آخرین یادداشت ها