X
تبلیغات
رایتل
غروب سفید پوش

غروب سفید پوش
غروب پایانیست برای آغازی دوباره..سلامی به دور دست ها..و...یک انتظار شیرین...
آرشیو

دوشنبه 11 مهر‌ماه سال 1384
بازم دل تنگم

خدایا تا کی این همه درد؟ زجر؟
خدایا بس نیست این همه وقت؟
باز نا امید شدم...باز از زندگی سیر شدم
باز نگاهم به دنیا تیره و تار شد...
آخه چرا؟...چرا من نباید آروم بگیرم؟...
تا کی باید سختی ها رو تو زندگی
تحمل کنم؟...می دونم شما میگید
نباید زود نا امید بشم تو زندگی...
نباید زود ببازم و دل سرد بشم...
ولی بخدا گاهی میبرم...دلم میخواد
فرار کنم...فقط برم یه جائی گریه کنم
خدا کمکم کن...کمکم کن...کمکم کن


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134135


Powered by دفتر عشق

عناوین آخرین یادداشت ها