X
تبلیغات
رایتل
غروب سفید پوش

غروب سفید پوش
غروب پایانیست برای آغازی دوباره..سلامی به دور دست ها..و...یک انتظار شیرین...
آرشیو

جمعه 28 اسفند‌ماه سال 1383
ببار ای اشک

باز تنها شدم

رها در این برزخ

بی یار و یاور شدم

باز تنهایی به مهمانی دلم آمده است

باز اشک به گونه هایم نم زده است

باز دست هایم میلرزند

باز عقربه ها کند شده اند

باز این انتظار به دلم چنگ انداخته است

باز این بغض اجازه ی باریدن می خواهد

ببار ای اشک پاک

ببار و بشور این درد را

ببار و بگذار آرام شوم

آه،آه که این درد با اشک هم خوب نمی شود

ببار ای اشک

ببار بر این تنهایی

ببار بر این تنها

ببار بر این عاشق

ببار ای اشک

ببار بر من

ببار ای اشک،ببار،ببار،ببار

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134135


Powered by دفتر عشق

عناوین آخرین یادداشت ها