X
تبلیغات
رایتل
غروب سفید پوش

غروب سفید پوش
غروب پایانیست برای آغازی دوباره..سلامی به دور دست ها..و...یک انتظار شیرین...
آرشیو

یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1383
لحظه های انتظار

چقدر این انتظار ها دیر می گذرند

دلم می خواد زمان کشیده می شد به جلو

ولی انگار جلو که نمی ره هیچ

بیش از حد هم کش میاد

کی می شه به این روزا و دقیقیه ها بخندم

بخندم و بگم چرا انقدر عذاب کشیدم

دیدی همه چی درست شد

دیدی بلاخره روزای خوشی هم رسید

اما بازم دلم میلرزه

می ترسم که نکنه این دل تنگی ها همیشگی باشن

نکنه که باید همیشه غصه داشته باشم

اما نه میدونم تموم میشه

میدونم منم روزی به خورشید سلام میکنم

به ماه میگم بتابه به شب هام

ستاره هارو می چینم

رو ابر ها پرواز می کنم

چشمام رو می بندم و به یاد این روزا

یه لبخند پر از گل ستاره میزنم

پس آروم می گیرم که میدونم میاد این روزا

صبوری می کنم تا پر بکشم به آینده...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134135


Powered by دفتر عشق

عناوین آخرین یادداشت ها