X
تبلیغات
رایتل
غروب سفید پوش

غروب سفید پوش
غروب پایانیست برای آغازی دوباره..سلامی به دور دست ها..و...یک انتظار شیرین...
آرشیو

دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1383
یا امام حسین...

یا امام حسین میدونم خودت میدونی چرا مثل همیشه صدات نکردم،

چرا نتونستم ازت چیزی بخوام ، نتونستم سر بالا کنم و مراد بطلبم،

نتونستم فریاد بزنم "یا حسین" " یا حسین" ،

میدونم از دلم خبر داری ، میدونم دردمو می دونی ،

اون قدر بزرگی که من چیزی هم که نگم خودت دستمو می گیری،

یا "امام حسین" ، نگو امسال جای نیومدم سراغت،

نگو مثل هر سال تو هیچ مسجدی پا نذاشتم ،

نگو بی معرفت شدم ، نگو بی احساس شدم ،

که "یا حسین" خودت میدونی امسال از هر سال دیگه ی بیشتر درد داشتم ،

امسال از هر سال دیگه ی بیشتر نیاز داشتم صدات کنم ،

صدات کنم بگم یا "حسین" این بار  بیشتر کمکم کن ،

نذار دوباره بشکنم ، نذار دوباره به خاک بیفتم ،

بگم " یا شهید" تو رو به مولا قسمت میدم ،

به پهلوی شکسته ی مادرت ،

به خواهر زجر کشیده ات ،

به اسم پاک امام حسن و حضرت ابوالفضل قسمت می دم ،

کاری کنی شادی خونه کنه تو دلم ولی مهمون نباشه ،

بیاد بشه صاحب خونه، منم کنیزش بشم ،

یا امام " حسین " بگیر این دست پر خواهشم رو ،

بزارید تکیه کنم بهتون ، بزارید کنار پاتون خونم رو بسازم ،

یا مولا " یا علی " با اسم پاک شما شروع کردیم ،

کمکمون کن تا زندگی رو با همه سختی هاش تحمل کنیم،

تا بتونیم پاک زندگی کنیم ، تا همیشه خوب بمونیم ،

تا همیشه مثل شما عاشق باشیم ، و عاشق بمیریم ،

یا الله ، یا کریم ، یا حق ، یا ودود ، یا مالک ،

دل به تو سپردیم ، که همه هستی و نیستی از آن توست ،

چشم به کرمت بستیم ، تا سیراب بشیم ،

مارا تشنه نگه ندار ، بگذار سیراب بشیم از کرمت ،

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 134135


Powered by دفتر عشق

عناوین آخرین یادداشت ها